امروز: یکشنبه 26 آذر 1396
دسته بندي محصولات
عضويت و ورود کاربران
بلوک کد اختصاصي

فلسفه تحلیلی

فلسفه تحلیلیدسته: فلسفه
بازديد: 18 بار
فرمت فايل: doc
حجم فايل: 141 کیلوبایت
تعداد صفحات فايل: 156

فلسفه تحلیلی




=======================================================
تمامی فایل های سیستم، توسط کاربران آن آپلود می شود. اگر در فایلی تخلفی مشاهده کردید و یا مالک پزوژه ای
بودید که از وجود آن در سایت رضایت نداشتید با ما تماس بگیرید، در اسرع وقت به گزارش شما رسیدگی می شود.
=======================================================

info@cero.ir || cero.ir@yahoo.com || filecero@gmail.com || فرم تماس با ما
=======================================================

 مقاله فلسفه تحلیلی 

فصل اول: ویتگنشتاین متقدم وویتگنشتاین متأخر

فصل دوم: نظریه تصویری

فصل سوم:نظریه كاربردی

فصل چهارم: زبان خصوصی

لودویك ویتگنشتاین یكی از مهمترین فیلسوفان تحلیلی قرن بیستم است كه بواسطه دو اثر مهم فلسفی‌اش- رساله منطقی- فلسفی و پژوهشهای فلسفی- مسیر و جهت فلسفه تحلیلی را تحت تأثیر قرار داد.  او را باید نقطه عطفی در تاریخ تفكر فلسفی و همچنین هم تراز فلاسفه‌ای چون دكارت، كانت، هایدگر و . . . به حساب آورد كه انقلاب و چرخش زبانی را ایجاد كرده است. در طول تاریخ تفكر فلسفی می‌توان كسانی را مشاهده كرد كه آغازگر یك انقلاب و تحول فكری بوده اند. شاید بتوان گفت سوفسطائیان اولین انقلابیون تاریخ فلسفی هستند. كه موضوع پژوهش فلسفی را از عالم و طبیعت به پژوهش درباره خودشان تغییر دارند و یا می‌توان به كانت اشاره كرد كه با آراء و عقاید خود توجه متفكران را از متعلق شناسایی به سوی فاعل شناسایی و تواناییها و محدودیتهای ذهن آن معطوف ساخت تغییر و تحول مهم و قابل ملاحظة دیگر توسط هایدگر ایجاد می‌شود، فلسفه كه از زمان دكارت همواره دل مشغول این سؤال بوده است كه دانش چیست و به چه چیزی ممكن است شناخت پیدا كنیم؟ با ظهور هایدگر دیگر این سؤالات محور دل مشغولی‌های فلسفه قرار نمی‌گیرد و در عوض به مسأله مهم و اساسی «هتسی یا بودن» پرداخته می‌شود. به طور كلی می‌توان گفت كه در هر دوره، مسئله‌ای در محور و مركز توجه قرار گرفته است گاه طبیعت و عالم هستی، گاه انسان و ذهن او و تواناییها و محدودیتهای آن و گاه خود  هستی و وجود مطرح بوده‌اند. اما آنچه كه در فلسفه ویتگنشتاین به عنوان مسئله محوری فلسفه وی مطرح است مسئله زبان است و او را باید از این جهت نقطه عطفی در تاریخ فلسفه دانست كه آراء و عقایدش نقطه عزیمت تأمل فلسفی از بررسی و تحلیل «ماهیت شناخت و مفاهیم ذهن آدمی» به سوی تحلیل «زبان» است. این تحلیل زبانی را می‌توان در آرای فلاسفة تحلیل زبانی معاصر مشاهده كرد فلاسفه‌ای چون راسل- كارناپ، آیر، رایل و . . . . سعی كردند تا مباحث فلسفی را در مقوله مباحث زبان شناختی جای دهند اما ذكر یك نكته بسیار حائز اهمیت است: مراد ویتگنشتاین از تحلیل زبانی چیست آیا او به دنبال همان تحلیل مورد نظر تجربه گرایان كلاسیك است كه تصورات و ایده‌ها را تجزیه و تحلیل می‌كردند تا به انطباعات حسی آنها برسند و یا اینكه تحلیل مورد نظر او همان تحلیل كانتی است كه تحلیل مفاهیم و كلیات ذهنی بود نظر رایج درباب زبان خصوصی

اغلب مفسران بند 243 پژوهشها را به عنوان آغاز بحث «زبان خصوصی» می دانند و معتقدند این بحث، مربوط به زبان حسی و واژه های مربوط به احساسات می باشد. بر همین اساس در تعریف زبان خصوصی می گویند زبانی است كه واژه های آن برای بیان تجارب باطنی و خصوصی همچون درد، خارش، سوزش و ... به كار می روند و لذا اسامی این تجارب تلقی می گردند. به نظر آنچه كه ویتگنشتاین در زمینة «زبان خصوصی» با آن مخالفت می كند این است كه زبان خصوصی یك نوع بازی تسمیه نیست، یعنی زبانی نیست كه حاوی اسامی احساسات باشد زیرا واژه هایی كه معرف چنین احساساتی اند شرایط لازم تسمیه را ندارند. یكی از این شرایط قابل تشخیص بودن است علائمی كه به عنوان اسم احساسات بكار می روند این شرط را بر آورده نمی‌كنند ( هارتناك، ویتگنشتاین، صص 116-115و111-110) ویتگنشتاین برای اثبات این امر می گوید فرض كنیم كه من احساسی را دارم و علامت «S» را برای تعیین آن بكار می‌بریم و هر روز كه این احساس را پیدا كردم علامت«S»را در دفترچه یادداشتی ثبت می كنم. ویتگنشتاین می پرسد در اینجا چگونه من تشخیص می دهم كه احساسات بعدی من همان احساسی است كه اولین بار تجربه كرده ام و آن را « S» نامیدم؟ آیا تشخیص من در « S» نامیدن این احساسات درست و صحیح است یا نه؟ از نظر ویتگنشتاین سخن گفتن از تشخیص درست و صحیح متضمن ملاك و مناط صحت است. اما این ملاك نیز باید ملاكی بیرونی باشد بطوریكه برای دیگران قابل فهم باشد: «پس كاربرد این واژه نیاز به توجیه دارد كه همه كس بفهمد» ( پژوهشها، بند 261) «توجیه عبارت است از توسل به چیزی مستقل». ( پژوهشها، بند 265) از این رو او می‌گوید این سخن كه « به نظرم می آید كه همان احساس است» ملاك صحیحی نیست: «آدمی می خواهد بگوید. هر آنچه قرار است به نظرم درست بیاید درست است و این فقط یعنی اینجا نمی توانیم دربارة «درستی» سخن بگوییم» لذا از نظر ویتگنشتاین صرف عقیده من به اینكه چیزی چنان است نمی تواند ملاك و معیاری برای تعیین صحت تشخیص من باشد. علاوه بر این از نظر ویتگنشتاین حافظه نیز نمی تواند ملاك صحت كاربرد واژه های مربوط به احساس باشد از نظر او اگر چه ما در برخی موارد به حافظه خود توسل می جوییم اما در این موارد ملاك و مناطی وجود دارد كه به موجب آن صحت  و نادرستی حافظه معلوم می شود؛ به عنوان مثال زمانی كه ما می خواهیم بدانیم ساعت حركت قطار چه ساعتی بوده است می‌توانیم با اعتماد به حافظه خود، ساعت حركت قطار را بخاطر آوریم، اما در اینجا صحت تصویر ذهنی جدول زمانی حركت قطارها را می توان با یك ملاك بیرونی سنجید. در صورتیكه طبق برنامه، قطار در ساعت مورد نظر حركت كند حافظه من درست بوده در غیر اینصورت نادرست بوده است. اما در مورد احساسات اینگونه نیست. اگر بخواهیم برای صحت تشخیص احساساتمان به حافظه توسل جوییم و هیچ ملاك بیرونی و مستقلی نداشته باشیم، عمل نادرست ما همانند عمل كسی خواهد بود كه چند نسخه از یك روزنامه را بخرد تا مطمئن شود آنچه نوشته شده است درست است. (پژوهشها، بند 265) از آنجا كه ما در تعیین درستی یا نادرستی تشخیص احساسات درونی خود ملاك و مناطی نداریم لذا میان این دو جمله تفاوتی نخواهد بود: «همان احساس است كه قبلاً داشتم» «همان احساسی نیست كه قبلاً داشتم» قضیه‌ای كه چنان صورت یافته است كه صدق و كذبش یكی است اصلاً قضیه نیست. پس علامت  « S» اصلاً اسم چیزی نیست؛ بلكه اشتباهاً به جای اسم گرفته شده است. اسمی كه برای بكار بردنش ملاك و مناطی نباشد، یعنی قاعده ای برای كاربردش نداشته باشیم اسم نخواهد بود و جزء هیچ یك از  «بازی های زبانی یا لغوی» نیست و عمل و وظیفه ای ندارد كه انجام دهد. ( هارتناك، ویتگنشتاین، ص 114)

قيمت فايل فقط 9,000 تومان

لطفا پیش از دانلود حتما به این نکات توجه نمایید (کلیک کنید)

خريد

شماره تماس پیامکی برای مواقع ضروری : 09010318948

برچسب ها : فلسفه تحلیلی , فلسفه تحلیلی

نظرات کاربران در مورد اين کالا
تا کنون هیچ نظری درباره این کالا ثبت نگردیده است.
ارسال نظر